

در این که روشهای تحلیل گفتمانی می تواند در سطوح مختلف به مطالعه تاریخ کمک کند تردیدی نیست. هر جا که به نوعی با کاربرد زبان سروکار داشته باشیم تحلیل گفتمانی می تواند به کمک ما بیاید. با توجه به این که در مطالعات تاریخی نیز همیشه با شواهد تاریخی ای سروکار داریم که در قالب زبان بیان شده اند نیاز داریم قبل از هر چیز درباره ماهیت زبان و معنا و این که رابطه واقعیت و زبان به طور کلی و رابطه واقعیات تاریخی و زبان چیست بیاندیشیم. چون تحلیل گفتمان در حقیقت یافتن معانی پنهان در متن است این روش می تواند به راحتی برای متون تاریخی نیز به کار گرفته شود و نگاه ما را نسبت تاریخ گذشته دگرگون سازد.
چندی پیش جکی به زبان انگلیسی توسط یکی دوستان برایم ایمیل شد که نکات ارزشمندی را در خصوص کارکرد رسانهها در بر داشت. ترجمه فارسی جک به شکل زیر است:
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختربچهای حمله کرده است. مرد به طرف آنها میدود و با سگ درگیر میشود. سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه را نجات میدهد.
شخص و زمان که تاکنون در ارتباط با زاویه دید مورد بحث قرار گرفت، در قلمرو دستور زبان هستند. به عبارت ديگر، ويژگي افعال به حساب مي آيند. عامل مهم دیگری که اهمیت زیادی در حفظ انسجام در زاویه دید دارد ولی جزء دستور زبان نیست لحن است. لحن شیوه ای از گفتار یا نوشتار است که نشانگر نگرش گوینده یا نویسنده است. به علاوه، دارای انواع مختلفی است و اتخاذ هر کدام از آنها نوع متفاوتی از متن را تولید میکند. لحن میتواند دوستانه یا غیردوستانه، جدی یا طنزآمیز، مستقیم یا غیرمستقیم، و رسمی یا غیر رسمی باشد.
علاوه بر کلمات و عبارات انتقالی، عامل دیگری که باعث انسجام متن می شود پیروی از یک زاویه دید خاص است. زاویه دید نشان دهنده رابطه نویسنده با موضوع است و به این ترتیب منظری خاص برای نگارش اتخاذ می شود. زاویه دید به ندرت در یک نوشته عوض می شود و استفاده نادرست از آن و مخلوط کردن زاویه های دید مختلف باعث می شود متن یکدستی و انسجام خود را از دست بدهد. به طور کلی، عواملي كه زاويه ديد را ميسازند عبارتند از شخص، زمان، و لحن.
انسجام متنی نشان می دهد که نویسنده مطالبی را که در قالب تمثیل، توصیف، یا استدلال در جمله های پشتیبان ذکر کرده است چگونه به صورت منظم پشت سر هم آورده است. در یک پاراگراف خوب جمله های پشتیبان به گونه ای چیده می شوند که نظمی منطقی در ذهن خواننده ایجاد کنند. برای نوشتن متنی منسجم می توانید از روشهای زیر استفاده کنید: کلمات و عبارات انتقالی، زاویه دید، تکرار کلمات و مفاهیم کلیدی، و الگوهای کلی.
Elie Wiesel:
Write only if you cannot live without writing. Write only what you alone can write.
Henry David Thoreau:
Write while the heat is in you. The writer who postpones the recording of his thoughts uses an iron which has cooled to burn a hole with. He cannot inflame the minds of his audience.
اری دِ لوکا درباره اشخاص متعددی که در وجود انسان سکنی گزیده اند میگوید: «هر یک از ما جمعیتی در خود نهان دارد، هر چند که با گذشت زمان تمایل می یابیم این کثرت را به فردیتی بی مایه تبدیل کنیم. ما مجبوریم فرد بمانیم و تنها یک اسم داشته و نسبت به آن پاسخ گو باشیم، از این رو اشخاص متنوعی را که در وجود ما گرد آمده اند به خاموش ماندن عادت داده ایم. نوشتن کمک می کند آنها را بازیابیم.»
داریوش شایگان، افسون زدگی جدید: هویت چهل تکه و تفکر سیار، صفحه 133. ترجمه فاطمیه ولیانی تهران نشر فرزان.1380
اري دلوكا ميگويد در درونمان شخصيتهاي متعددي هستند كه ما آنها را به مرور زمان خفه كرده ايم. و نوشتن كمك مي كند تا آنها را بازيابيم.
اين شخصيتها كه اند. چه حرفهايي براي گفتن دارند. آيا با مني كه من مي شناسم فرق دارند. نمي دانم. بايد قلم را روي سفيدي كاغذ بگذارم، نه انگشتانم را روي صفحه كليد بگذارم و اختيارشان واگذارم به آنهايي كه در درونم زندگي مي كنند. بگذارم بنويسند تا ببينم چه مي گويند. ببينم چه مي گويند تا بشناسمشان. اگر نوشتن تنها راه ارتباط با انهاست بگذارم آنها بنويسند تا با شناختن آنها شايد شناخت بهتري از خودم پيدا كنم.
از اين به بعد مي خواهم مباحثي را در خصوص فن نوشتن در وبلاگ بگذارم. چيزهايي مختلفي درباره پاراگراف، مقاله، روشهاي توصيف، تمثيل، استدلال و غيره......تا ببينيم چه شود.....
از نظر فوکو گفتمان صرفاً جنبه ظاهری و سطحی زبان نیست، بلکه زبان خود جنبه ای از گفتمان است. فوکو تعریفی سه سطحی از گفتمان به دست می دهد و آن را گاه به مثابه
1. حوزه عام همه گفته ها و نوشته ها،
2. مجموعه ای از گفته های مشخص و متمایز،
و گاه به مثابه
3. کردارهای منظمی که دلالت بر مجموعه ای از گفته ها می کنند
در نظر می گیرد.
تعریف اول به همه کاربردهای واقعی گفتاری و نوشتاری زبان به صورت روزمره اشاره دارد. تعریف دوم به صورتبندیها و یا حوزه هایی خاص مانند گفتمان نژادپرستی، گفتمان فمینیسم، و یا گفتمان سرمایه داری دلالت می کند. و در نهایت، تعریف سوم به ساختارهای سیاسی-اجتماعی ای بازمی گردد که شرایط و قواعد وقوع گفته ها و نوشته ها را تعیین می کنند. در حقیقت، گفتمان آن حوزه عام و کلی ای است که در درون آن زبان به اشکالی خاص نمود پیدا می کند و به کار برده می شود. گفتمان تعیین کننده حوزه ای است که در آن دانش تولید و بازتولید می شود.
فوکو مفهوم متن زبانی را هم بسط داده است. یک متن، معنایی است که خود متن به آن اشاره دارد، اما نه به دلیل ویژگی ذاتی خود متن، بلکه به این دلیل که متن خود محصول یک صورتبندی گفتمانی است، صورتبندیهای گفتمانی ای که دارای ایدئولوژهای مختص به خود و شیوه های خاص اعمال قدرت هستند. متون، تکه هایی از جهان و همیشه سیاسی اند زیرا صورتبندیهای گفتمانی ای که آن ها تولید کرده اند خود سیاسی هستند. هر فرد و هر آنچه که او می گوید و می نویسد تحت نظارت و کنترل حوزه ها و قلمروهای گفتمانی قدرت/دانش است. قدرت/دانش به شکل نظامهای حقیقت بروز و نمود پیدا می کند و نظامهای حقیقت، مجموعه قواعد، گفته ها، و شیوه های فهمی هستند که آنچه درست، حقیقی، و واقعی است را در برهه مشخصی از زمان تعریف و تحدید می کنند. صورتبندیهای گفتمانی مانع از دسترسی افراد به خارج می شوند و فهم فرد را در خود محصور می کنند. بنا بر این، تغییر اجتماعی، سیاسی، یا فرهنگی زمانی امکان پذیر است که کل اجتماع، نه یک یا چند فرد، بتوانند شیوه اندیشدن، دانستن، صحبت کردن و رفتار کردن شان را تغییر دهند.
سخنرانی هارولد پینتر برنده جایزه نوبل ۲۰۰۵ در ادبیات دربردارنده مطالب جالب توجهی در خصوص زبان، قدرت و حقیقت است که حیفم آمد توجه شما را به آن جلب نکنم:
زبان سیاسی مورد استفاده سیاستمداران یارای ورود به این عرصه را ندارد چرا که اکثر سیاستمداران، بنا بر دلایلی که برایمان آشکار است، نه به حقیقت بلکه به قدرت و حفظ آن علاقمندند. برای حفظ این قدرت، لازم است که مردم در ناآگاهی باقی بمانند، در ناآگاهی از حقیقت زندگی کنند، حتی از حقیقت زندگی خودشان. بنا بر این، آنچه ما را دربر گرفته است شبکه به هم بافته ای از دروغهاست که از آن تغذیه می کنیم.
...Political language, as used by politicians, does not venture into any of this territory since the majority of politicians, on the evidence available to us, are interested not in truth but in power and in the maintenance of that power. To maintain that power it is essential that people remain in ignorance, that they live in ignorance of the truth, even the truth of their own lives. What surrounds us therefore is a vast tapestry of lies, upon which we feed.
اصل سخنرانی را در لینک زیر پیدا کنید: موفق باشید
http://nobelprize.org/literature/laureates/2005/pinter-lecture-e.html
يكى از مهمترين وجوه تحليل گفتمان انتقادى در اين است كه تحليل گفتمان انتقادى بر اساس ديدگاه سازندهگرايى اجتماعى[1] شكل گرفته است. سازندهگرايى اجتماعى مبتنى بر اين تفكر است كه "شيوههاى صحبت كردن ما منعكس كنندهى جهانمان، هويتهايمان، و روابط اجتماعىمان به صورت خنثى نيست، بلكه نقشى فعال در خلق و تغيير آنها دارد" (يورگنسن و فيليپس، 2002، 1). تحليل گفتمان ساختگرا و نقشگرا اساساً در اين چارچوب نمىگنجند، ............................
[1] . social constructionism / constructivism
[2] . Burr
[3] . contingent
[4] . anti-foundationalist
[5] . anti-essentialist
دیدگاههای میشل فوکو درباره گفتمان
برگرفته از کتاب "قدرت، گفتمان و زبان"
انديشههاى نافذ و ژرف فوكو فلسفه، علوم سياسى، جامعهشناسى، تاريخ و بسيارى از رشتههاى علوم انسانى را درنورديده است و باعث شده است كه نتوان به راحتى او را در قالب يكى از شاخههاى متداول علوم انسانى طبقهبندى كرد. زبانشناسى انتقادى و به ويژه رويكردهاى جديد تحليل گفتمانى نيز بسيار وامدار انديشههاى اوست. تقريباً در همهى رويكردهاى تحليل گفتمانى، فوكو چهرهاى است كه حتماً از او ياد مىشود.
(BASED ON THE REQUIREMENTS OF THE UNIVERSITY OF TEHRAN) prepared by Salmani Nodooshan.
TESTING
Alderson, J. C., et al (1995). Language Test Construction and Evaluation.
Bachman, L. F. (1990). Fundamental considerations in language testing.